فرمانداری اردستان
خانه
1396/05/25
مصاحبه با آقای مهدی طحان از آزادگان سرافرار میهن اسلامی ایران

نحوه اعزام و اسارت خود را بیان کنید.

سال 1361، 13 سال داشتم و کلاس دوم راهنمایی بودم که ما را برای عملیات فتح المبین بردند که در آن عملیات شرکت کردم  و بعد از عملیات هم مختار بودیم که به خانه برگردیم یا بایستیم که چون بنده کوچک بوده و در زمان اعزام ممانعت جدی صورت می گرفت و  از ترس اینکه مجدد به من ایراد گرفته نشود در منطقه ماندگار شدم و تا عملیات بیت المقدس که در مرحله سوم عملیات به اسارت نیروهای بعثی درآمدم.

 

 

شما در زمان جنگ در کدام لشکر یا گردان بودید؟

افرادی که از استان اصفهان به جبهه اعزام می شدند یا در لشکر نجف اشرف یا لشکر امام حسین(ع) سازماندهی می شدند ولی زمان که ما اعزام شدیم و با وضعیت موجود در تیپ 25 کربلا که برادران مازندران در آن حضور داشتندسازماندهی شدیم و با توجه به اینکه می خواستند تیپ خط شکن آماده کنند و باید نیروها از نقاط مختلف کشور باشند ما هم در این تیپ سازماندهی شدیم.

نحوه اسارت شما چگونه بود؟

عملیات بیت المقدس  چند مرحله پیروزمندانه داشت که برای دشمن غافلگیر کننده بود با توجه به مواضع استراتژیکی که تهیه دیده بودند؛ صدام به زور سلاح و حتی دستور اعدام فرماندهان عالیرتبه خود به دنبال حفظ منطقه بود و نیروهای آنها نه راه پس داشتند و نه راه پیش چون می دانستند که اگر حمله نکنند به دست صدام کشته می شوند و برای همین موضوع تا آخرین نفس مقاومت می کردند که در مرحله سوم  هم ایران خیلی شدید عملیات کرد و با توجه به تمامی موانعی که وجود داشت رزمندگان به پیش می رفتند؛ زمانی به نقطه ای رسیدیم که بهترین راه را در برگشت دیدند تا ادامه عملیات که عده ای برای دفاع ماندند که بنده هم جزء آنان بودم و از 400 نفری که ماندند نهایت فقط من زنده ماندم و یک نیروی زخمی که دستگیر و به اسارت برده شدیم که آن فرد دستگیر شده را نیز به شهادت رساندند.

از بهترین خاطرات شما در زمان اسارت کدام است؟

در زمان اسارت خاطرات فراوان بود اما آنچه که موجب آذار و اذیت ما می شد حضور خبرنگاران در اردوگاه اسرا بود که به شدت تا یکماه ما را اذیت و شکنجه می کردند و با توجه به سابقه یکساله من در آن اردوگاه افسرعراقی تاکید کرده بود که شما حق مصاحبه با خبرنگاران احتمالی را نداری و گر نه به اعدام محکوم خواهی شد، و در سال 1362 بود که حضور خانم خبرنگار فرانسوی و هندی طبار که وارد اردوگاه شد و من هم به پیش نهاد افسر عراقی خود را با یک بالشت پوشانده بودم که خبرنگاران متوجه نشوند که در لحظه آخر که خاطرجمع بودم که آنها دارند آسایشگاه را ترک می کنند بالشت را از جلوی خود برداشتم که خبرنگار یکبار دیگر برگشت و در آسایشگاه چرخی زد و من را برای مصاحبه انتخاب کرد که من هم با توجه به اینکه بی حجاب بود گفتم با شما مصاحبه نمی کنم که مجبور شد حجاب خود را بپوشاند که همین مسئله افسر عراقی را عصبانی کرد و به من ناسزا گفت. خبرنگار سوالهای خود را شروع کرد و کوبنده جواب دادم و در زمان جواب سوال ها مدام به خبرنگار التماس می کرد که از ایشان مصاحبه نکن ولی خبرنگار اصرار بر این داشت تا از من مصاحبه بگیرد و در نهایت هم هیچ مشکلی پیش نیامد و آن افسر عراقی که مسئول اردوگاه بود خود تعویض شد

.

شما در حال حاضر به چه کاری مشغول هستید؟

من با توجه به اینکه بازنشسته وزارت بهداشت هستم، اکنون در برنامه های فرهنگی و مناسبت های دفاع مقدس و در خدمت دوستان جنگ و مناسبت های تقویمی که دعوت می شوم فعالیت می کنم.

آیا اگر جنگی در کار باشد شما پای آن ارزشها باقی مانده اید و حاضر به شرکت هستید؟

ما در زمان اسارت افسوس می خوردیم که چرا در جنگ نیستیم  و هنوز هم حسرت آن را می خورم که چرا در جنگ نبودم تا از آن معنویت استفاده بیشتری ببریم و هنوز هم معتقدم آنچه که ما را پای ارزش ها نگه داشته است  همان حال و هوای جنگ بوده که برای من خیلی لذت بخش است نه اینکه که جنگ را دوست داریم از باب معنویت آن می گویم و کسانی این موضوع را درک می کنند که خود حضور داشته اندو هر وقت مقاومت خودمان در اسارت، مقاومت در جنگ را مشاهده می کنم که جزو افتخارات ایران است آن را متعلق به خودمان ندانسته بلکه متعلق به آن ارزش هایی است که رزمندگان معتقد بودند و خداوند هم در قرآن آن را وعده داده است و همه افتخارات مرهون مکتب و اعتقادات ما ایرانی ها بوده که باید آن را حفظ کنیم تا ضعف ها هم تبدیل به قدرت شود و این انگیزه باید به نسل جوان انتقال داده شود.

تعداد بازدید: 11
امتیازدهی
میانگین امتیازها:0 تعداد کل امتیازها:0
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الکترونیکی شما    
توضیحات  
تغییر کد امنیتی  
کد امنیت  
 
كليه حقوق اين پايگاه متعلق به استانداري استان اصفهان ميباشد.
Powered by DorsaPortal